الراغب الأصفهاني ( مترجم : غلامرضا خسروى حسينى )

246

المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى )

شود . السَّلِيقة : نان نازك ( لواش ) جمعش - سَلَائِق و همچنين - سَلِيقَة طبيعت و سرشت گوناگون آدمى . السَّلْق : سرزمين قابل اطمينان . سلك : السُّلُوك : نفوذ و داخل شدن در راه و در گذشتن از آن . سَلَكْتُ الطَّريقَ و سَلَكْتُ كذا فى طريقه : ( راه را طى كردم و در راهش آنگونه وارد شدم ) خداى تعالى گويد : ( لِتَسْلُكُوا مِنْها سُبُلًا فِجاجاً - 20 / نوح ) ( تا راههاى فراخ و گسترده آن را طى كنيد و راهسپر آن باشيد ) . و ( فَاسْلُكِي سُبُلَ رَبِّكِ ذُلُلًا - 69 / نحل ) ( سپس راههاى پروردگار را به فرمانبرى طى كن ) و ( يَسْلُكُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ - 27 / جنّ ) و ( وَ سَلَكَ لَكُمْ فِيها سُبُلًا - 53 / طه ) « 1 » . و از معنى دوم اين واژه راهروى و راه پيمودن فطرى و معنوى يا اعتقادى است در آيات : ( ما سَلَكَكُمْ فِي سَقَرَ - 42 / مدّثر ) و ( كَذلِكَ نَسْلُكُهُ فِي قُلُوبِ الْمُجْرِمِينَ - 12 / حجر )

--> بدفرجام قوم لوط و نوح را ترويج نموده است و در متن با عفّت كلام يادآورى شده است . ( 1 ) اشاره به يكى از نشانه‌هاى وجود خداوند در حيات انسان‌ها است و آنها : 1 - راههاى زندگى در زمين 2 - و حس راهيابى در فطرت آدمى است ، كه اگر راههائى باشد امّا درك و فهم يافتن آن راهها نباشد انسان كور است و نابينا و زندگى او با رنجى و محروميّتى بس گرانبار سپرى مىشود ، اين دو نعمت هم مانند ساير نعمت‌ها براى ما انسانها عادى شده است ، ارزش آن را در نمىيابيم و لذا خداوند آن را توسط پيامبران به ما يادآورى مىكند تا وجود خداوند و لطف پروردگار عالم را در جهان خارج و بر سطح زمين با عينيّت آن و در جهان فطرت با توجّه به بفهميم ، و سپاسش گوئيم ، پس اوست كه براى ما در زمين و دريا و فضا راههائى ايجاد نموده و در فطرتمان نيز تشخيص راه از چاه و هدايت از گمراهى را نهاده است به گفتهء سعدى : راه است و چاه و ديدهء بينا و آفتاب * تا آدمى نگاه كند پيش پاى خويش چندين چراغ دارد و بيراهه مىرود * بگذار تا بيفتد و بيند سزاى خويش .